!...از خیلی خوب ب خیلی بد
سلام . شاید این برای بار دهم باشه که وارد پنل شدم و هر بار که خواستم یه چیزی بنویسم به دلایلی موفق نشدم .
البته یکی از این دلایل این بود که نمیدونستم بعد از مدتها چی بگم و از کجا شروع کنم !
که البته این مشکل بیشتر وبلاگ نویساس .
شاید به قول نیلوفر خیلی از حرفامون برای همدیگه باشه ولی انگار نیلوفر درگیر امتحاناشه و منم فعلا تو دیوارم تا ایشون تماس بگیره .
راستش خیلی دلم براش تنگ شده بیشتر از اونی که فکرشو بکنید .
به هر حال من همچنان منتظرشم و امیدوارم الان هر جا که هست حالش خوب باشه و بدونه که
منو مازیلا و گوزیلا و نازیلا که تو راهه همیشه دوسش داریم
در ضمن بعضی از دوستان بازدید کننده لطفا کامنت دونی وبلاگ ما رو با بیلبورد تبلیغاتی شهرداری
اشتباه نگیرید .
به خدا ما واسه این وبلاگ خیلی زحمت کشیدیم .
به جای این کارا یه کم سر کیسه رو شل کنید و تو ۴ تا سایت پر بازدید تبلیغ کنید
تا قرار نباشه زحمت زیادی متحمل بشید موفق باشید. بای
نمی دونم چه جوری شروع کنم اما الان حس بهتری دارم تقریبا دیگه دلتنگی هام جایه خودش رو به بی صبری هام داده
ولی خب هر چی هست بهتر از غم و دلتنگیه
پنج شنبه تولد امیر بود و جمعه هم تولد من!!!
من و امیر اخر تفاهمیم.
تولد جفتمون مبارک.
دیروز می خواستیم با هم حرف بزنیم نشد و موکول شد به امروز بعد از ظهر که باز هم نشد و شد واسه ی شب
اخه امیر کلی کار داره
منم کلی درس دارم
دیگه چی بگم که حرفام فقط واسه امیره. اما دوست دارم حس کنم که همه رو می شنوه
پس همه شون رو می ذارم واسه پشت تلفن
اصلا هیچی وقتی که خیلی دلتنگم
دلم واسه امیر تنگه و بس
نمی دونم می دونه یا نه اما من هنوزم دوستش دارم و خواهم داشت
این دومین باره که دارم پست می ذارم اما بار اول خراب شد
خیلی وقته با امیر حرف نزدم نمی دونم کی بود فقط یادم می یاد قبل از عید بود
امتحان هامون یه ماه دیگه است منم فقط خر خونی می کنم
امیر کاش می دونستی چقدر دلم اسه ات تنگ شده
دلم می خواد بهت زنگ بزنم اما حتی جرات این کارو ندارم
فقط بدون هیچ وقت فاصله ها عشقت رو از من نگرفت
دوستت دارم کلام اول و اخر
| Design By : niloofar |
