!...از خیلی خوب ب خیلی بد
حالمون خوبه اگه خدا بخواد و روزگار! دارم ازسر کلاس اختصاصی می یام و عمومی رو با مهسا پیچوندیم و نرفتیم! نمی دونستم اینقد حال می ده !
الان هم یکی از دوستام زنگ زد و گفت کجایی؟ بس که مهره ی ثابت همه ی کلاسا بودم یه روز که نخوام برم همه ی ملت زنگ می زنن و شاکی می شن!
اما فعلا تا اطلاع ثانوی همینی که هست...
مهسا می گه نکنه خل شدی ؟؟ می گم مهسا تازه عقلم امده سر جاش!!
......................
می خوای بری برو !! دیگه نه اشک می ریزم نه غصه می خورم نه حتی می گم که نری...
وقتی حرف رفتن هنوز هست اصرار به موندن فقط سبک کردن خودمه.
چرا بگم که نری؟ برو و حالشو ببر.
....................
غروب می خوایم بریم با بچه ها بیرون . (اخه نه که الان بیرون نیستیم!!!!) اما به خاطر دعوت یکی از بچه هاست . گرچه هنوزم با این بیرون رفتنا حالی نمی کنیم اما شب می خوام برگردم خونه ی خودمون و تا قبلش باید با بچه ها باشم.
به خاطر بابا باید حتما برم .
مهدی هم که رفته شمال و نامرد صبر نکرد تا من برم و با هم بریم !!! دیشب زنگ زده و گفت رفتن جواهر ده.
نیلگون هم دیشب خودش زنگ زد و گفت اخر هفته حتما بیا اخه بابا کارت داره ! اینم از اون دسیسیه های خانوادگیه تا یکیو بدبخت کنن!!!
مهسا می گه پاشو بریم . ما هم می گیم چشم!!! شاید اصلا با خودم بردمش خونه تا اخر هفته رو حداقل به خاطر این خانم فقط تو خونه سر نکنیم ...
پس فعلا
به نیلوفر خانم میگم تا شما دانشگات که تموم بشه منم میرم بر میگردم ولی تو گوشش نمیره که نمیره . میگه اگه رفتی دیگه بر نگرد . چراکه منتظرت نمیمونم .
خوب این حرف خودش هزار تا معنی میتونه داشته باشه .
ولی خدا میدونه نیلوفرو بی نهایت دوسش دارم و نمیخوام بیشتر از این زجر بکشه .
کاش خودشم یه ذره منو درک کنه . و بفهمه که چقدر دوسش دارم . . .
بعد بهت اس دادم که معلق موند و بهت زنگ زدم و گوشی ات خاموش بود!!!
اینه رسمش امیر؟؟؟؟؟ اینجوری پای دوست داشتنت موندی ؟
بی انصاف من توی بدترین روزا کنارت موندم و تنهات نذاشتم .با تو گریه کردم و با خنده ی تو خندیدم!
حالا اینجا گریه امونه منو بریده! اخه بی انصاف تو چی می دونی تو این هفته که گذشت من چی کشیدم؟ کدوم لحظه بود که من با خودم ارزوی مرگ نکردم.
ادمایی رو که دوسشون دارم خیلی راحت دارن از کنارم می رن! چرا؟ چرا خدا باید با من این کارو بکنه؟
دیگه نمی دونم چی راسته چی دروغ . چی خوبه چی بد؟
باشه امیر ! اگه تو اینجوری می خوای باشه ! راضی بودم و هستم به رضایت تو . من هیچی ازت نمی خوام هیچی. برو پی زندگی ات و کاری نداشته باش به حال و روز من!
دیگه حتی واسه زندگی کردن و زنده موندن دلیلی نیست . تو دیگه تبر به ریشه ی من نزن . حال منو ازاین که هست خراب تر نکن .
می ذارم که بری و پشت سرتم نگاه نکنی .
ولی یادت باشه تموم اون روزایی که گذشت واقعی بود. من تمام عشق و علاقه مو پای تو گذاشتم اما تو نخواستی و تقدیر که من کنارت بمونم و باهات زندگی کنم....
الان امیرم تو راه برگشت به خونه است . دلم کلی واسه اش تنگ شده.
امروز دو سه ساعتی رو تا قبل از رفتنش با هم بودیم و بعد امیرم رفت .لحظه ی خداحافظی همیشه سخته و تلخ . اما نمی شه کاریش کرد.
امیرم یادت نره بهم قول دادی و یادت نره من چی بهت گفتم ! نتیجه ی رفتنت همونیه که گفتم .
من تا همیشه عاشقتم اما نبودنت نبودن منه!!!
باش تا باشم .
ایشالا امیرم به سلامتی برسه .
این بار فقط دو سه روز با هم بودیم اما روزای خوبی بودن.
این موردی نیست که بخوام یاداوری کنم اما وفاداری همیشه اثبات عشقه!! می دونی که وفادارم " می دونم که وفاداری".
همیشه مواظب عشقمون هستم" همیشه مواظب عشقمون باش.
دوستت دارم تا بی نهایت...
سلام . یه سلام پر از مهر و محبت خدمت همه ی شما دوستای عزیز .
امروز صبح اومدم قم و منو نیلوفرم با شوق و هیجان بسیار همدیگه رو ملاقات کردیم !
آی خدا . خیلی باحال بود . حس و حال اولین ملاقات رو داشتیم !!!
خلاصه جاتون خالی با هم ناهار خوردیمو تا عصر با هم بودیم .
بعدش دیگه نیلو رفت خونه که واسه فردا کاراشو بکنه اگه بشه بریم تهران .
آخه من باید پیش دایی حسینم سری بزنم . طفلی تک و تنها تو شهر غریب . . .
البته خودمم یه مقدار خرید دارم که باید انجام بدم . . .
راستی بازی خدای جنگ ۳ هم که مدتیه اومده . واسه PS3 اونم میخوام بگیرم .
گرافیکش در حد تیم ملی هلنده !!! (ولی هیچی فوتبال نمیشه) PES 2010 !!!
فعلا . تا فردا بای . . .
| Design By : niloofar |
