تبليغاتX
!...از خیلی خوب ب خیلی بد - شبی که برات زنده نموند.

!...از خیلی خوب ب خیلی بد

آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت 

خسته شدم بس که به نبودنت فکر کردم. به نداشتنت و به نخواستنت و...

حالا دیگه کم کم باید باورم بشه که روزها میگذرن اما بی تو...  باید باورم بشه که دیگه نیستی.باید باورم بشه که دوباره شدم همون نیلوفرکه مثل تقدیرش محکوم به به تنها بودن توی برکه ی خودشه...

یه شب رو نه من یادم میره نه تو؟!

اره یادت می یاد میدونم.

میدونم که هنوز سر به وب من میزنی و تموم نوشته هام رو که واسه خودت هستن میخونی.

یادت می یاد کدوم شب رو میگم.  میدونم.

همون شب که با هم توی همون پارک همیشگی نشسته بودیم.

مثل همیشه روی همون نیمکت که با هم کلی یادگاری روش نوشتیم. ولی تو اون روز ناراحت بودی و هیچ وقت هم به من نگفتی چرا؟

چه شبی بود.الان که دارم خاطره اش رو مینویسم انگار همون لحظه هاست.

یه شب گرم تابستون. نهم شهریور بود یادته؟

بعد مدت ها با هم رفته بودیم بیرون.ولی تو حالت خوب نبود.  چهارشنبه بود و پارک خیلی خلوت بود.

با هم که حرف میزدیم  میدیدم که یه چیزی تو صدات سنگینی میکنه.بغض کرده بودی اما تا بغضت می خواست سر وا کنه  سرت رو می انداختی پایین و ساکت میشدی.

چقدر از سر و کولت بالا رفتم یادت می یاد تموم موهات رو ریختم به هم.

اما تو هیچی نگفتی.فقط به من نگاه میکردی و میگفتی نیلو مثل بچه ی ادم بشین دختر.

داشتیم با هم چیبس میخوردیم.انقدر تند بود که مجبور شدی سه چهار بار اب بخوری.

یادش بخیر.

وقتی با هم رو چمن ها نشستیم هم یادته.چمن ها خیس بود اما تو گفتی بی خیال...

بعد دراز کشیدی رو چمن ها من هم پیشت نشستم.  به اسمون نگاه میکردی که ازت پرسیدم چقدر منو دوست داری؟

تو هم گفتی قد همه ی ستاره های اسمون!

سرم رو که کردم بالا اسمون ابری بود.چقدر با هم خندیدیم.تو میگفتی نه بابا اسمون ستاره داره اما به خاطره ی ستاره ی من که الان پیشمه رفتند قایم شدن!!!

تو که از من پرسیدی  چقدرمنو دوست داری  بهت نگاه کردم از همون نگاها که میگفتی اتیش به جون ادم میزنه و گفتم:

ستاره های اسمون رو بشمار و بعد دو برابرش کن.

تا اینو بهت گفتم نگاه کردی تو چشمام و گفتی میدونی خدا تو رو واسه من افریده   خودش اینو تو گوشم گفت.

بعد یه بوسه گذاشتی رو پیشونی ام.وای که چقدر خجالت کشیدم

وقتی بلند شدیم که بریم تموم لباس هامون خیس خالی شده بود. توی راه وقتی باد بهمون میخورد از سرما می لرزیدیم. اما تو دیگه فقط میخندیدی...

 چه روزهایی با هم داشتیم.هیچکس باور نمیکنه که ما دیگه پیش هم نیستیم  چطور من باید باور کنم.

هنوز هم شب های پر از ستاره * دارم ستاره ها رو میشمارم که ببینم چقدر دوستم داری؟!!

تو چی؟

تو دوبرابرشون کردی که ببینی من چقدر دوستت دارم؟؟؟

آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 7:5 AM توسط نیلوفر | |

Design By : niloofar