!...از خیلی خوب ب خیلی بد
سلام به همه .
همه تون رو می بوسم که دلداریم دادید .
حیفم امد نیام اپ .
الان خونه مون تا خرخره پر مهمونه . الانه که اقای مشایخی همسایه مون بیاد و بگه چرا اینقدر مهموناتون سروصدا می کنن.؟؟؟![]()
بیچاره حق داره اینا انگار تا حالا مهمونی نرفتند . انگار عروسیه منه .![]()
بزن و بکوب راه انداختند . ![]()
مثلا امدند منو واسه کونکور
اماده کنن . من هم که اصلا پایه ی اینجور کارا نیستم امدم تو اتاقم و دارم تو نت واسه خودم می چرخم .
مامان از صبح تا الان داره مث کوزت کار میکنه . نیلگون هم که ماشالاش بشه
همه اش جیک تو جیک دختر خاله است .یا داره با فرزانه حرف می زنه یا با فرهاد مسخره بازی در می یاره .
خودم به مامان جونم کمک کردم . اما خیر سرم امدم در قابلمه ی غذا رو بردارم دستم سوخید ![]()
الان دارم یه دستی تایپ می کنم .![]()
![]()
بابا شب دیر امد . امده می گه : نیلوفر می خام فردا کونکورت رو خوب بدی .
من هم می گم :بابا مگه الکیه . اما بذار فکرامو بکنم ببینم چی کار میتونم واسه ات بکنم . ![]()
بابا هم یه نگاه می کنه که مثلا اره خودتی دختر پررو ![]()
غروب قبل از اینکه مهمونامون بیان خواستم واسه پسر همسایه مون یه سری دی وی دی رایت کنم (چقدر پرویه
تا حالا ۶ تا دی وی دی براش رایت کردم باز دست از سر کچل من برنمی داره.) پشت pc خوابم برد به خدا . خودش واسه خودش رایت شده بود .![]()
![]()
منو باش انگار نه انگار فردا باید ۵ ساعت رو ی یه صندلیه سفت و میخ دار !!!! ( نمی دونم میخ داره یا نه ولی حدس می زنم داره
)بشینم . زدم تو رگ سیب زمینی . ولش بابا . هر چی شد به درک . ![]()
دیگه برم . مامان صداش در امده . می گه اینا واسه خاطر تو امدن . تو هم همه اش داری با این ور میری.
همه تون رو دوست دارم .
قلبون همه تون : نینوفر ![]()
| Design By : niloofar |
