تبليغاتX
!...از خیلی خوب ب خیلی بد - هورا من کنکورم رو عالی دادم . !!!!!!!!!

!...از خیلی خوب ب خیلی بد

سلام   سلام   سلام

بالاخره تموم شد . وای چه حالی داشت . دارم از خوشحالی پر در می یارم .

بابا این کوکنکور که خیلی راحت بود  . من گفتم حالا این کنکوری که همه می کن مث شاخ غول شکستنه چی چی هست .

بروبکس من امروز خیلی خوشحالم . وای  چه کنکوری شد . از ساعت سه بعد از ظهر تا ۷ فقط رو صندلی نشستیم

گفتم صندلی اش میخ داره !!!! واقعا هم داشت . مجبور شدم صندلی ام رو عوض کنم . اما دوباره لق بود . ببینید در چه شرایط سخت و طاقت سوز  کنکور دادم .

 تازه گرماش بمونه . ولی در هر صورت خوب دادم . ولی انگار بقیه خوب ندادند . سوالایه زبان تخصصی خدا بود. خیلی اورجینال بود . خفن  خارجکی بود . فکر کنم حداقل ۹۰ تا رو زده باشم . وای اه اه از این عربی .

چه چیز بی خودیه . قواعدش خیلی سخت بود .

ادبیات و بینش خدایی خوب بود .

سر جلسه یکی از بچه ها از گرما خون دماغ شد .  اگه برگه ی پاسخ نامه اش کثیف شده بود بیچاره می شد.

خیلی گرم بود .

اما چه فایده . !!!امدم خونه هیچ کی نیست یه لیوان اب خنک بده دست ادم . مامان رفته بیرون ٬ نیلگون هم معلوم نیست کجاست ؟؟؟

دیگه از فردا می خوام واسه خودم یه برنامه ریزی توپ بکنم .

می خوام نهایت استفاده رو از این اخرین تابستون بدون درس و کتاب بکنم.

همه اش بیرون و تفریح و سینما و کافی شاپ و نت و استخر و کوه و نمی دونم هزار تا چیز دیگه ..........

خدایی حال میده . تازه مسافرت هم یادم رفت . اما با مامان و بابا و نیلگون نمی رم .

چون  می خوام دیگه حسابی مستقل شم . نفیسه پایه ی این جور کارا هست . اون اولین کیسه !!! ( چه اعتماد به نفسی دارم من ؟!! مامان نمی خواد قیافه ی این دخترو ببینه . حالا من می خوام باهاش برم  مسافرت )

راستی مجبورم کلاس خطم رو هم تموم کنم .  استادمون حسابی شاکی شده  . دو جلسه غیبت کردم می خواست بیاد تو خونه بهم درس بده . گفتم باشه استاد بعد از کنکور می یام .

الکی الکی دوباره باید بری موسسه . اینا خیلی منو دوست دارن ضرت و ضرت میخوان منو ببینن .

بالاخره مامان امد . من می رم .

قلبونتون : نیلوفر نفر اول کنکور

 

 

نوشته شده در جمعه 7 تیر1387ساعت 5:5 AM توسط نیلوفر | |

Design By : niloofar