تبليغاتX
!...از خیلی خوب ب خیلی بد - ؟؟؟؟؟؟؟؟

!...از خیلی خوب ب خیلی بد

اونقدر زمان گذشت از همه چیز که خودم هم نمی دونم چی شد

اما الان دارم حسابی فکر می کنم . می بینم چقدر امیر راحت وارد زندگی من شد . اگه بگم تموم زندگی ام شد دروغ نگفتم . اگه بگم تموم فکر و ذکر روزای من شده دروغ نگفتم

خودش رو نمی دونم اما من حسابی کلافه ام

حسابی به هم ریخته و درب داغون

 

بعضی وقتا پیش خودم می گم : دختر خنگ و خل  !  اخه اینم شد عشق . اینم شد دوستی ؟؟؟؟

این ور دنیا نشستی و عاشقی می کنی

اما

من اینا رو قبول ندارم

من طاقت دوریش رو دارم . اما طاقت نبودنش رو نه نه نه نه ....

به درک  به جهنم

اگه حتی امید دیدنش یه خیاله  . من با همین خیال زندگی می کنم

اگه حتی منو دوست نداشته باشه من با این خیال زندگی می کنم

اگه حتی هیچ سهمی ازش نداشته باشم من بازم با این خیال زندگی می کنم

مهم اینه که امیر خیال نیست

امیر وجود داره

من دوستش دارم

 

 

 

گفتنش سخته

باور کردنش سخت تر

اما

من امیر رو دوست دارم

خودش می دونه

می دونه من خرشم

می دونه

اره می دونه...

...

نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 10:51 PM توسط نیلوفر | |

Design By : niloofar