تبليغاتX
!...از خیلی خوب ب خیلی بد - UNFORGETTABLE MORNING

!...از خیلی خوب ب خیلی بد

شاید اگه عنوان مطلب قبلی رو برای این پست مینوشتم چندان بی ربط نمیشد . ولی " صبح فراموش نشدنی " رو به عنوان تایتل این مطلب انتخاب کردم . امروز صبح که توی رخت خواب مثل خرس قطبی غلت میزدم با صدای مادرم از خواب بیدار شدم  که گفت واسم نامه اومده .هنوز نامه رو به دستم نداده بود یقین داشتم که از طرف نیلوفره . آخه نیلوفر نوشتن رو خیلی دوست داره .پاکت رو باز کردم سه صفحه یادداشت خنگولانه ی شخصی برام نوشته بود . با یه سی دی ( فارسی را پاس بداریم : لوح فشرده ) که توش چند تا عکس از خودش با تعدادی آهنگ عشقولانه بود که خیلی برام جالب بود اونا آهنگای مورد علاقه ی منم بودن. آخه منو نیلو طبق گفته ی خودش آخر تفاهمیم .خلاصه نیلوفر با این کارش کلی منو شرمنده کرد .نوشته های پر احساسش صبح خوب و خاطره انگیزی برام رقم زد .شاید تا شب چند بار عکساشو نگاه کردم .  وای چه حس خوبیه وقتی یه مهربون از راه دور به یاد آدم باشه .قرار شده قبل از اولین دیدار منم چند خطی براش بنویسم. گرچه دست به قلمم زیاد حرفه ای نیست ولی هرچی از روی قلبم بیاد واسش مینویسم .  خیلی دوسش دارم . اونم منو دوست داره .و این بهانه ایست برای ماندن . . .

نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 1:57 AM توسط نیلوفر | |

Design By : niloofar