!...از خیلی خوب ب خیلی بد
اگه قرار باشه یه خلاصه از دوستی خودم و نیلوفر واسه دوستای تازه وارد وبلاگ تعریف کنم باید بگم که این آشنایی بر میگرده به یک سال پیش که ما با هم دوست شدیم و کم کم فهمیدیم که اخلاق و عقاید خنگولانه ی ما بسیار به هم نزدیکه و از اونجایی که خدا در و تخته رو خوب به هم جور میکنه تصمیم داریم همیشه با هم باشیم بدون تا ! چون دوستیه ما تا نداره . . . تو این یک سال که گذشت خدا دو تا نینی تخیلی بهمون داده . اسم پسره گوزیلا و اسم دختر کوچیکمون هم مازیلاست ! این دوتا رو همیشه از روز اول تو خیال خودمون داشتیم و داریم. و البته یه بچه ی خیالی دیگه هم هست که اون هنوز به دنیا نیومده که میخواهیم اسمشو بزاریم نازیلا ! خلاصه بعد از این همه مدت دوری و فاصله قراره من و نیلوفر تا دو سه روز دیگه همدیگه رو ببینیم . ایشالا از روز دیدارمون عکس هایی برای شما دوستای خوبم میذارم تا ببینید . نیلوفر میگه بریم آتلیه عکس بندازیم ولی راستش من خجالتم میشه البته شاید لحظه ی آخر نیلوفر موفق به اغفال من بشه ! به هر حال هرچی قسمت باشه همونه . فعلا تا فردا بای
| Design By : niloofar |
