!...از خیلی خوب ب خیلی بد
دعوت شدن من به یه مراسم عروسی خیلی مسخره و البته یه سری مشکلات دیگه باعث شد تا دوباره قرار ملاقات ما چند روزی به تعویق بیفته . نمیدونم !؟ شاید یه خیریتی توش بوده . . . ما که سالی رو ساختیم این چند روز رو هم صبر میکنیم . . . اندکی صبر سحر نزدیک است . . .
بگذریم . . .
یک ساعت پیش به نیلوفر اس دادم گفت داره ظرف میشوره .
گفت بچه ی آبجی نسرینش هم مشغوله بازیگوشیه . فکر کنم الان داره از دیوار صاف بالا میره !!!
نیکان کوشولو مثل یه پاستیل خرسی خوردنیه ! همشونو دوست دارم . اما نیلوفر واسم یه چیز دیگه اس . . . خدایا همیشه مواظبش باش . . .
نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت
9:41 AM توسط نیلوفر | |
| Design By : niloofar |
