تبليغاتX
!...از خیلی خوب ب خیلی بد - چرا ؟چی شد که تو از من ناراحت شدی؟

!...از خیلی خوب ب خیلی بد

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره.

وقتی که نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

وقتی که ساکت شدی به یاد بیار کسی رو که به شنیدن صدای تو محتاجه.

برای شکستن من یه اخم کافیه ...نیازی به فریادت نیست.   واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه ... نیازی به قهر نیست.برای مردنم حرف رفتنت کافیه...نیازی به انجامش نیست.

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم

اما ازت یه خواهش دارم امدی یه شاخه گل رو قبرم بذار.

میتونی نگاهم نکنی اما نمیتونی جلوی چشمای منو بگیری.

میتونی بگی دوستت ندارم اما نمیتونی بگی دوستم نداشته باش.

میتونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا.

پس من نگاهت میکنم دوستت دارم و تا ابد دنبالت میام.

من سبز میشوم حتی اگه تو مانع روییدنم شوی.من غنچه میدهم حتی به زخم تبر عادتم دهی.

اما به حرمت عشق تو گل نمیدهم چون واقفم که تو زیباترین گلی!

جوابم را نمیدهی!صدایت میزنم تو را میخوانم .شکست را در گلویم نمیبینی.

تنها نشستم.تنهایم کردی!گناه من چه بود.هان؟! چه بود؟

اگر خواهش شنیدن صدایت در صفحه ی خالی ذهن غمین من گناه است پس خموش بمان.

با من نجوا نکن.مرا بگذار تا بگریم بگذار تا اتش درون شعله کشد.نگریم؟

اگر گریستن حوصله را از مرد من گرفته است پس خموش میمانم.اما به من بگو!بگو این سکوت را چه حاصل است؟

بگو تا بدانم:چرا نفس کشیدن را از من گرفتی.چرا تپیدن را از من گرفتی؟

چرا روییدن را از من گرفتی.چرا بودن را از من گرفتی...و چرا عاشق بودن را از من دریغ کردی؟

بمان.بمان در ظلمت سکوت و در سنگینی غم غربت!که من روشنایی دنیایم را از دست داده ام!

هنوز جوابم را نمیدهی ؟هان؟

آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 8:0 AM توسط نیلوفر | |

Design By : niloofar