!...از خیلی خوب ب خیلی بد
سلام به امیر عزیزم که بی حد و اندازه دوستش دارم و سلام به همه ی دوستای خوبی که به خاطر امیر به دستشون اوردم!!!!
امروز صبح کلاس نداشتم و تصمیم گرفته بودم فقط بخوابم که نشد.البته تا ۱۰!!! خوابیدم که امیر اس ام اس داد و گفت که بسته ی پستی من بعد از یک هفته رسید به دستش!!خدا رو شکر که خوشش امده.
بعد از صبحانه یه کم درس خوندم . بعد از ناهار هم همینطور!!!
اما قبل از ناهار کلی با امیر اس بازی کردیم !!!البته بحث در مورد موضوع مهمی بود.
امیر همیشه به من گوشزد می کنه که دوست داره توی زندگی صداقت داشته باشم گرچه من همیشه توی برخوردم با امیر سعی کردم صادق باشم اما بازم بهش می گم چشم!!!
یه نکته ی دیگه ی که گفت برام بیشتر جالب بود!!!می خواست که ازش حساب ببرم البته شاید اگه یکی اینو بخونه بگه امیر من چقدر خشن و مرد سالاره اما من با حرفایی که زد کاملا موافقم!!!
راست می گفت و جواب من بازم چیزی نبود جز : چشم!
.......................................................................................
۱۶ ابان که هفته ی دیگه است تولد نیکان خاله است!گرچه من ازش کلی دورم و نمی تونم توی جشن تولد یک سالگی اش شرکت کنم اما از دور می بوسمش!!!
خیلی دوست داشتم توی جشن تولدش شرکت کنم اما خب نشد!!!
دلم واسه ی امیر هم خیلی خیلی تنگ شده.دو هفته ی پیش من و امیر کنار هم بودیم و الان فقط و فقط فاصله ................
| Design By : niloofar |
