!...از خیلی خوب ب خیلی بد
سلام .
دیشب منو نیلوفر حسابی پشت تلفن اشک ریختیم . آخه چکار کنیم که تحمل دوری همدیگه رو نداریم .
البته گریه های دیشب دلیل دیگه ای هم داشت و اون رفتن من به خارج از کشور برای ادامه تحصیل بود .
از شما چه پنهون نیلوفر با این موضوع خیلی مخالفه و میگه اگه بری دیگه برنمیگردی !!!
میدونین چیه !؟ من بهش گفتم هنوز ۲ سال دیگه مونده تا درس شما تموم بشه . تو این مدت هم من میرم زود برمیگردم میام رسما خواستگاری و اگه بابات اجازه بده واسه همیشه میریم همونجا زندگی کنیم . آخه پسر داییم ( کیانوش ) اونجا دکتره و حسابی خرش میره !!! ( یعنی خیلی کارش درسته ) و میتونه ضمن راهنمایی واسم یه کار پیدا کنه که همونجا مشغول بشم . میگفت با همین مدرک فوق دیپلمت میتونم کاری با حقوق ۳ تا ۴ میلیون تومن در ماه برات پیدا کنم . خوب چی دیگه از این بهتر !؟ ولی نیلوفر دیشب کلی گریه کرد و گفت نمیتونم رفتنتو ببینم . نمیتونم تنها شدن خودم رو ببینم .میگفت من نمیخوام مانع پیشرفتت بشم ولی اگه رفتی استرالیا دیگه برنگرد !!!
خلاصه الان که اینجا نشستم هنوز نتونستم بهش بفهمونم که اگه برم زود برمیگردم .
نیلوفر به خدا من بی تو فردایی ندارم و تمام خوشی های آینده رو با تو میخوام . در کنار تو . زندگی بی تو برام رنگ و بویی نداره . دلم میخواد تا آخر عمرم با تو باشم و با محبت و عشق ورزیدن به تو اوج لذت دنیا رو ببرم .
هنوز برای رفتن یا نرفتن تصمیمی نگرفتم ولی . . .
آره دروغ نگم دلم میخواد برم استرالیا ولی . . . ولی نمیتونم با رفتنم نیلوفر رو ناراحت و غمگین ببینم . احساسم میگه اگه برم دیگه نیلوفر از دست میره . چون تمام عشق و احساسشو با تمام وجود درک میکنم و میدونم چقدر دوسم داره . به هر حال تمام دلخوشی من برای زندگی فقط نیلوفره و هیچ وقت نمیخوام از دستش بدم .
ایشالا هرچی قسمت باشه همون کارو میکنیم . فعلا . تا بعد . . .
| Design By : niloofar |